قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2845
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و چهارم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه ربيع الاوّل اين سال ، ميانهء سلطان محمود و برادرش ، سلطان مسعود ، كه والى موصل و آذربايجان بود ، در حدود اسدآباد محاربهاى عظيم واقع شد . باعث بر اين فتنه دبيس بن صدقه بود كه هميشه به جيوش بيگ مىنوشت كه سلطان مسعود را بر طلب سلطنت تحريص نمايد . و غرض ديگر از برانگيختن فتنه ميان اين برادران زيادتى جاه خود بود ؛ چنانچه پدرش « 1 » به جهت مخالفتى كه ميانهء سلطان بركيارق و برادرش سلطان محمّد بود ، به مرتبهء بلند رسيد . « 2 » القصّه ، امير دبيس چندان مكاتبات در آن باب به امير جيوش بيگ نوشت كه او سلطان مسعود را بر طلب سلطنت به جدّ ساخت . و چون اين معنى به گوش قسيم الدّوله « 3 » رسيد ، از بغداد گريخت و نزد مسعود رفت . مسعود آذربايجان و مراغه را به او داد ، و قبل از آن رحبه را نيز داشت . [ قسيم الدوله ] در مقام منع شده سلطان مسعود را پشيمان كرد . « 4 » و چون دبيس بر اين حال اطّلاع يافت ، عداوت قديمى كه ميانهء قسيم الدّوله و دبيس بود قوّت گرفت ؛ و دبيس شروع در فتنهانگيزى نموده براى مقرّبان سلطان مسعود تحفهها فرستاده و ايشان را بر آن
--> ( 1 ) . پدر دبيس ، صدقة بن مزيد ، حاكم حلّه و بصره و واسط بود ، كه در سال 501 هجرى در جنگ با محمّد شاه كشته شد . دبيس در اين جنگ اسير شد ؛ و پسر ديگر صدقه ، بدران ، به حلّه گريخت . اين همان جنگى است كه در چهار مقالهء عروضى داستانهاى شگفتانگيزى از طالعبينى منجمان در خصوص پيروزى سلطان محمّد آمده است . ( 2 ) . ابن جوزى در المنتظم نيز به اين معنى اشاره كرده است . - ( ج 9 ، ص 218 ، به نقل از تاريخ ايران كيمبريج ، ج 5 ، ص 123 ) . ( 3 ) . قسيم الدّوله برسقى سمت اتابكى سلطان مسعود را داشت . ( 4 ) . مراد اين است كه قسيم الدّوله در مقام آن برآمد كه سلطان مسعود را از فكر جنگ با برادرش ، سلطان محمود ، منصرف گرداند .